درسنامه آموزشی هدیههای آسمانی کلاس ششم
درس 12: زنگ میناب
هنوز خورشید به وسط آسمان نرسیده بود اما آفتاب گرم جنوب بر نخلهای استوار میناب میتابید. مثل گذشته، دوباره حیاط مدرسه پر از جنبوجوش شده بود. بچهها از کنار میزها و تابلوها میگذشتند و آخرین کارهای نمایشگاه را انجام میدادند.
قرار بود امروز خبرنگارانی از چند کشور برای بازدید از نمایشگاهی که دانشآموزان، آموزگاران و خانوادههای مینابی در محل باقیمانده از مدرسهی «شجرهی طیبه» بر پا کرده بودند، بیایند.
در ورودی نمایشگاه، پرچم پرافتخار ایران برافراشته بود و تصویر بزرگی از رهبر شهید، آیت الله خامنهای (رحمة الله علیه) در کنار آن نصب شده بود. دیوارهای مدرسه با عکسهای دانشآموزان شهید مدرسهی میناب آذین شده بود. پدران و مادران برخی از این شهدا در نمایشگاه حضور داشتند.
با ورود خبرنگاران، حامد و علی دوربینهایشان را برداشتند تا این روز بهیادماندنی را ثبت کنند. چند مترجم همراه خبرنگاران آمده بودند تا گفتوگوها را برای مهمانان ترجمه کنند.
حامد و علی به همراه خبرنگاران به سمت غرفهی «کودکان مظلوم میناب» رفتند. روی دیوار غرفه، کولهپشتیهای سوختهی دانشآموزان آویخته شده بود. در سویی دیگر، عروسکهای سوختهی کودکان غزه و تصاویر آنان به چشم میخورد. خبرنگاری فلسطینی با دیدن این صحنه، لحظهای سکوت کرد، سپس با گوشهی چفیهای که بر دوش داشت اشکهایش را پاک کرد و به پدران و مادران حاضر در آن جا گفت: «دیدن این صحنهها برای ما آشنا است. همهی این بچهها حق داشتند در شادی و آرامش درس بخوانند. حتماً هر کدامشان آرزوهای بزرگی در سر داشتند. ما با شما همدردیم. آمریکا و اسرائیل، بیش از صد دانشآموز دختر و پسر این مدرسه و هزاران کودک غزه را از درس و زندگی جدا کردند. ما هم مانند شما اشک میریزیم، اما مقاومت را ادامه میدهیم، چون یاد گرفتهایم در مقابل زورگویان سر خم نکنیم.»
وقتی مترجم صحبتهای خبرنگار فلسطینی را ترجمه کرد، یکی از مادران، با چشمانی اشکبار و در حالی که کفش فرزند شهیدش را در دست گرفته بود، گفت: «این تنها یادگار باقیمانده از پسر من است. دشمن جنایتکار حتی از دانشآموزانی که درس میخوانند تا ایرانی قوی و سربلند بسازند، میترسد.»
خبرنگاران در سکوت، با دقت از این صحنهها فیلمبرداری و عکاسی میکردند.
غرفهی بعدی «اقتدار دفاعی» نام داشت. در این غرفه، ماکتهای بزرگی از موشکهای ایرانی و تصاویری از دستاوردهای دفاعی کشور به نمایش گذاشته شده بود. مهمانان با کنجکاوی به سمت ماکتها رفتند. همه با دقت آنها را تماشا میکردند و بعضی نیز با تلفن همراهشان عکس میگرفتند.
در میان بازدیدکنندگان، خبرنگاری از لیبی با دقت به تصاویر دستاوردهای نظامی ایران نگاه میکرد. حامد و علی برای ضبط مصاحبه به سراغ او رفتند.
خبرنگار آهی کشید و گفت:
«بچهها! کشور ما هم روزی توان دفاع از خودش را داشت. ما هم مانند شما موشک داشتیم و میتوانستیم از سرزمینمان در برابر دشمنان دفاع کنیم. اما فریب دشمن را خوردیم و به وعدههایش اعتماد کردیم. آنها گفتند اگر سلاحهایتان را کنار بگذارید، به شما کمک اقتصادی میکنیم. ما هم موشکها و سلاحهایمان را واگذار کردیم. اما وقتی دیدند دیگر توان دفاع از خودمان را نداریم، نهتنها به قولهایشان عمل نکردند، بلکه به کشورمان حمله کردند.»
حامد و علی به غرفه «شهدای دفاع از وطن» رفتند. در آنجا، عکسهایی از فرماندهان، شهدا و رزمندگانی که جان خود را برای دفاع از ایران فدا کرده بودند، به نمایش گذاشته شده بود. خبرنگاری از اسپانیا با تعجب به تصویر رزمندهای نگاه میکرد که دست و پای خود را در دفاع از کشور از دست داده بود. او رو به دانشآموزان لبخندی زد و گفت: «عجب قهرمانهایی دارید! کشورهایی را میشناسم که نظامیان آن حتی چند روز هم نتوانستند در برابر حملهی دشمن مقاومت کنند. اما شما مردم ایران و نیروهای نظامیتان بدون هیچ ترسی تا پای جان برای کشورتان ایستادید و نگذاشتید دشمن پا به سرزمین شما بگذارد.»
با شنیدن صحبتهای خبرنگار، دانشآموزان مینابی شانهبهشانهی هم ایستادند. یکی از آنها با صدایی رسا گفت:
«به یاد دوستان شهیدمان، تا پای جان برای ایران میایستیم».
مترجم، جملهی دانشآموز را برای خبرنگاران ترجمه کرد. مهمانان با تحسین به بچهها نگاه میکردند. چند لحظه بعد، صدای «الله اکبر» حاضران در فضای نمایشگاه پیچید. کار بچهها هنوز تمام نشده بود. گروههای بعدی مهمانان از راه میرسیدند و بچهها خود را برای استقبال از آنان آماده میکردند. نمایشگاه همچنان ادامه داشت و گویی قصهی میناب تازه شروع شده بود.
برایم بگو (صفحه 76 کتاب درسی)
تصاویر زیر، بهعنوان «نماد» یا نشانه برای غرفههای نمایشگاه انتخاب شدهاند. با توجه به محتوای درس هر تصویر را به غرفهی مربوط به آن متّصل کنید و دلیل این انتخاب را توضیح دهید.
«شهدای دفاع از وطن - کودکان مظلوم میناب - اقتدار دفاعی»
|
کودکان مظلوم میناب |
شهدای دفاع از وطن |
اقتدار دفاعی |
ببین و بگو (صفحه 77 کتاب درسی)
تصور کنید قرار است این تصویر در صفحهی اول بزرگترین خبرگزاریهای جهان قرار بگیرد. برای آن عنوانی انتخاب کنید که هم «بیگناهی کودکان» و هم «قدرت و ایستادگی ایران» را به گوش جهانیان برساند.

تدبر کنیم (صفحه 78 کتاب درسی)
این آیه را بخوانید.
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (سورهی انفال، آیهی 60)
تا میتوانید در برابر دشمنان قوی شوید.
به نظر شما این آیه با کدام غرفه ارتباط بیشتری دارد؟ چرا؟
ایستگاه فکر (صفحه 78 کتاب درسی)
اگر شما مسئول چیدمان نمایشگاه میناب بودید، برای نشان دادن ایران مظلوم و قوی به مردم دنیا، چه موارد دیگری را در غرفهها به نمایش میگذاشتید؟ دربارهی آنها با دوستان خود گفتوگو کنید.
ایستگاه خلاقیت (صفحه 78 کتاب درسی)
یک نامهی کوتاه به یکی از دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیّبه میناب بنویسید و به او بگویید که امروز بهجای او چه آرزویی برای ایران قوی دارید و برای رسیدن به آن چه تلاشهایی میکنید؟
با خانواده (صفحه 79 کتاب درسی)
شما و خانوادهتان چطور میتوانید دست به دست هم دهید تا در هریک از محورهای زیر ایران عزیزمان را قویتر کنید؟
- اقتصادی
- فرهنگی
- اتّحاد ملی


